تبليغاتX
آسمان پرستاره
تبسم شیرین عشق گوشه ای ازنگاه خداست تنها به نگاه او می سپارمت.....

 

 

 سالها تاریخ شمسی گشت وگشت

شادمان شد تا شنید این سرگذشت

روز میلاد امام هشتم است

هشت هشت جمعه ی هشتاد وهشت

این عید برشما عزیزان مبارک باد

****

هرچند حال وروز زمین وزمان بد است

یک تکه بهشت درآغوش مشهداست

حتی اگر به آخرخط هم رسیده ای

آنجا برای عشق شروعی مجدداست

نوای دل :

 

 واما اهنگ زیبای جمشید تقدیم به همه عزیزان مخصوصا هموطنان کرد زبان

کردستان




نوشته شده در روز پنجشنبه هفتم آبان 1388 توسط ستاره

 

با تو خواندم من سرود تازه گشتن را

تجربه کردم هواي زنده بودن را

از تو پايانم شروع روشنيها شد

با تو فهميدم شکوه شعر گفتن را

با تو گفتم با تو خنديدم شکفتن را

از طلوعت پر کشيدم سوي روياها

ارزو کردم هميشه با تو ماندن را

در تو ديدم من هزاران حرف ناگفته

در سکوتت عاشقانه شعر خواندن را

 

از: علی شیرخدا

 نوای دل امروز :  اهنگی  ازستارحتما دانلودش کنید  

سلام




نوشته شده در روز چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 توسط ستاره

alt

آمدی تا باشی
 پر از شعر
پر از همهمه بودی
اما
هیچ حرفی نزدی
هرچند پر بودی از گفتن دلدادگیت
پراز زمزمۀ عشق به دریاشدنت
باز حرفی نزدی
و فقط خندیدی
خوب من، میفهمم
از دو چشمت همۀ حرف تو را
آخر اینجا بودن
نیست محتاج صدا
بودنت با دل من
بی صدا هم زیباست

هر زمانی که دلت تنگ من است
بهترین شعر مرا قاب کن و پیش نگاهت بگذار
تا بدانی دل من پیش تو است
در همین یک قدمی...

نوای دل این متن :

اهنگ قشنگی ازشکیلا که ارزش گوش کردن رو داره حتما دانلودش کنید

 وقتی میای




نوشته شده در روز چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 توسط ستاره

نقش دل:

مهربانا

 سایبانی از جنس اشک و نیاز می خواهم

 تا سجاده ی دلم را در آن بگسترانم و با دستان خسته در قنوتم از تو بخواهم

 که بر وجود سردم نور نگاهت را بتابانی

 و گل های زیبای عشق و ایمان را بار دگر در من تازه گردانی.

چون:

روزگار سختی‌ست ...........!

 آدمها خشكند ... حقایق تلخند ...

 رویاها شوكران ! جویهای روان تنگند و درختان قطور ضعیف!

  خورشید گرم است و سوزان ...

 ماه بی‌خیال و فروزان ! میدانم . تو هم میدانی ...

 روزگار عجیبی‌ست !

انسانها در میان خرابه‌هایی که زیبایشان می‌نامند می‌زیند و به آن عشق می‌ورزند.

و اینچنین بر حقارت خود دامن می‌زنند ...

 و من به دور از هیاهوی آدمکهای دل خوش ...

 همچنان در خود فرو میروم .

هر چه بیشتر در میانشان می‌زیم دورتر می‌شوم و غربیه‌تر !

 آری ... معصومیت كودكیهایم گم شده است

 اما من هنوز هم همان كودك عاشقم و ساده دل !

 و همچنان در انتظار ، در انتظار ظهور باغی از جنس اقاقی

كه مرا از خود و خویشتن‌ها برهاند

 و به سر منشا خود بازگرداند . و رسیدن به خدایی که در این نزدیکیست ...

 من اینجا تنها ماندم ، خدایا مرا به بغضی که از تو می‌شکند بسپار

 مرا به بادهای تند رها کننده‌ی گویا ... مرا تا همیشه به باران شوینده بسپار .

 پروردگارا

 انتظار سخت ترین مجازاتی است كه برایم در نظر گرفته‌ای ؟!!!!!!

نوای دل :

حتما آهنگ رو دانلود کنید خیلی قشنگه  :

گل پونه ها




نوشته شده در روز جمعه دهم مهر 1388 توسط ستاره

امروز اول مهر روز بازگشایی مدارس وشروع  فصل پاییزه

اما یه مناسبت دیگه ام داره روز تولد ستاره است

پس بفرمایید کیک تولد

امیدوارم همیشه شیرین کام باشید

 




نوشته شده در روز چهارشنبه یکم مهر 1388 توسط ستاره

 

 نقش دل :

 

 

قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب

  دور خواهم شد از این خاک غریب
که در آن هیچ کسی نیست که دربیشه عشق

احساس مرادرک کند
قایق از تور تهی
و دل در آرزوی مروارید زمان
همچنان خواهم راند
نه به آبی دریاها دل خواهم بست
نه به  پریانی که سر از آب بدر می آرند

همچنان خواهم راند
همچنان خواهم خواند
دور باید شد دور .........

شب سرودش را خواند
نوبت پنجره هاست
همچنان خواهم خواند
همچنان خواهم راند
پشت دریا ها شهری است
که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است
بام ها جای کبوترهایی است که به فواره هوش بشری می نگرند
دست هر کودک ده ساله شهر شاخه معرفتی است
مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند
که به یک شعله   به یک خواب لطیف

پشت دریاها شهری است
که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است
شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند
پشت دریا ها شهری است
قایقی باید ساخت

دور باید شد ازاین خاک غریب

دور ...... دور

 

سهراب سپهری

 

نوای دل :  

وایسا دنیا

امیدوارم که ازگوش کردن به اون لذت ببرید .




نوشته شده در روز جمعه بیستم شهریور 1388 توسط ستاره

 

مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم

 

ترانه عشق را سر دادم تا به گوش تو برسد!

حقیقت عشق را باور کردم که دلتنگ دوری تونشوم!

اما امروز دلتنگ تر از همیشه فراق تو را بیشتر احساس میکنم.....

هر چه از عشق سخن گفتی به یاد آوردم

هر چه از مهر برایم خواندی به زبان آوردم

 اما.....اما آنگاه که به نام تو رسیدم زبانم قاصر گشت از اینکه نامت را  زمزمه کنم...

پیام عشق را از لاله ها شنیدم ولی کامل نبود دیدار آشنا را به جان دل خریدم

 اما کسی که آشنا تر از تو  نبود  ....

نمی دانم با دنیایی از غربت چه کنم؟

 ای کاش ، شب طولانی انتظار به پایان می رسید و افق صبحی روشن می دمید

تا باز هم مهربانی را در چشمان سر شار از محبتت ،بخوانم..

ای کاش !




نوشته شده در روز یکشنبه هشتم شهریور 1388 توسط ستاره
   قطره


                       

 

قطره ، دلش دریا می خواست. خیلی وقت بود که به خدا گفته بود.

 هر بار خدا می گفت:

" از قطره تا دریا راهی است طولانی.

راهی از رنج و عشق و صبوری.هرقطره را لیاقت دریا نیست."

قطره عبور کرد و گذشت.

قطره ایستاد و منجمد شد.

قطره روان شد و راه افتاد.

و به آسمان رفت.

و هر بار چیزی از رنج و عشق و صبوری آموخت.

تا روزی که خدا گفت: " امروز روز توست.روز دریا شدن."

 خدا قطره را به دریا رساند. قطره طعم دریا را چشید...

طعم دریا شدن را.اما...

روزی قطره به خدا گفت: " از دریا بزرگ تر هم هست؟

"خدا گفت: "هست."

 قطره گفت: "پس من آن را می خواهم.بزرگ ترین را. بی نهایت را."

 خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت:

" اینجا بی نهایت است."

 آدم عاشق بود. دنبال کلمه ای می گشت تا عشق را درون آن بریزد.

 اما هیچ کلمه ای توان سنگینی عشق را نداشت.

 آدم همه ی عشقش را درون یک قطره ریخت.

قطره از قلب عاشق عبور کرد.

و وقتی که قطره از چشم عاشق چکید، خدا گفت:

"حالا تو بی نهایتی، زیرا که عکس من در اشک عاشق است!"




نوشته شده در روز پنجشنبه پنجم شهریور 1388 توسط ستاره
   دوستی


                       

 از بوی خوش تو مستم ای دوست

با هست تو  هستم ای دوست


تا جام محبتت چشیدم

از هرچه به جز تو رستم ای دوست



آن توبه که دوش کرده بودم

با یاد غمت شکستم ای دوست



صدبار به آزارم گر بکوشی

هر بار تورا پرستم ای دوست


بر دوش دلم بار غمت سنگین است

 دور از تو همیشه قلب من غمگین است

آن شب که دلت شکست یادت باشد
                          

  تا وان شکستن دل من این است
 




نوشته شده در روز پنجشنبه پنجم شهریور 1388 توسط ستاره

 

ميدونيد نگاه ما به عشق اين نيروي الهي مي تونه متفاوت باشه

وهركس با توجه به  ديدگاهش  اون رو يه جور تفسير مي كنه

ولي دركل عشق اين نور خداگونه وقتي به قلب وروح انسان نفوذ مي كنه

مي تونه تحولات عميقي درانسان به وجود بياره

البته اگاهي ودرك كافي هم بسيار مهمه

اين عشق مي تونه براي عاشق يه نشانه يه علامت يا يه دعوت پنهوني باشه

كه آدم رو بكشه به سرمنزل مقصود به معبد نور

حالا هركي بتونه اين راه رو بهتر طي كنه ميره به مرحله بالاتر

اونوقت شايد بتونه معني بهتر ازعشق رو درك كنه ؟!!!!!!!

عشق یعنی با غم الفت داشتن

      سوختن با درد نسبت داشتن

             عشق دریک جمله یعنی انتظار

                      انتظار روز رجـــعت داشتن

                           عشق یعنی مستی و دیوانگی
                                

                                           عشق يعني ياد يک روياي نرم ....

 

چو عاشق مي شدم گفتم ربودم گوهر مقصود

ندانستم كه اين دريا موج خون فشان دارد

مثل  سير وسلوك مولانا يا عطارکه هفت شهر عشق راگشت و

ماهنوز اندر خم يك كوچه ايم !!!!!!




نوشته شده در روز شنبه هفدهم مرداد 1388 توسط ستاره
   دل نوشته

   'گذرعمر

   اشك ولبخندها

   ستارهاي درخشان آسمانم

   ياران همدل


Blog Skin