
سالها تاریخ شمسی گشت وگشت
شادمان شد تا شنید این سرگذشت
روز میلاد امام هشتم است
هشت هشت جمعه ی هشتاد وهشت
این عید برشما عزیزان مبارک باد
****
هرچند حال وروز زمین وزمان بد است
یک تکه بهشت درآغوش مشهداست
حتی اگر به آخرخط هم رسیده ای
آنجا برای عشق شروعی مجدداست
نوای دل :
واما اهنگ زیبای جمشید تقدیم به همه عزیزان مخصوصا هموطنان کرد زبان
با تو خواندم من سرود تازه گشتن را
تجربه کردم هواي زنده بودن را
از تو پايانم شروع روشنيها شد
با تو فهميدم شکوه شعر گفتن را
با تو گفتم با تو خنديدم شکفتن را
از طلوعت پر کشيدم سوي روياها
ارزو کردم هميشه با تو ماندن را
در تو ديدم من هزاران حرف ناگفته
در سکوتت عاشقانه شعر خواندن را
از: علی شیرخدا
نوای دل امروز : اهنگی ازستارحتما دانلودش کنید

آمدی تا باشی
پر از شعر
پر از همهمه بودی
اما
هیچ حرفی نزدی
هرچند پر بودی از گفتن دلدادگیت
پراز زمزمۀ عشق به دریاشدنت
باز حرفی نزدی
و فقط خندیدی
خوب من، میفهمم
از دو چشمت همۀ حرف تو را
آخر اینجا بودن
نیست محتاج صدا
بودنت با دل من
بی صدا هم زیباست
هر زمانی که دلت تنگ من است
بهترین شعر مرا قاب کن و پیش نگاهت بگذار
تا بدانی دل من پیش تو است
در همین یک قدمی...
نوای دل این متن :
اهنگ قشنگی ازشکیلا که ارزش گوش کردن رو داره حتما دانلودش کنید
نقش دل:

مهربانا
سایبانی از جنس اشک و نیاز می خواهم
تا سجاده ی دلم را در آن بگسترانم و با دستان خسته در قنوتم از تو بخواهم
که بر وجود سردم نور نگاهت را بتابانی
و گل های زیبای عشق و ایمان را بار دگر در من تازه گردانی.
چون:
روزگار سختیست ...........!
آدمها خشكند ... حقایق تلخند ...
رویاها شوكران ! جویهای روان تنگند و درختان قطور ضعیف!
خورشید گرم است و سوزان ...
ماه بیخیال و فروزان ! میدانم . تو هم میدانی ...
روزگار عجیبیست !
انسانها در میان خرابههایی که زیبایشان مینامند میزیند و به آن عشق میورزند.
و اینچنین بر حقارت خود دامن میزنند ...
و من به دور از هیاهوی آدمکهای دل خوش ...
همچنان در خود فرو میروم .
هر چه بیشتر در میانشان میزیم دورتر میشوم و غربیهتر !
آری ... معصومیت كودكیهایم گم شده است
اما من هنوز هم همان كودك عاشقم و ساده دل !
و همچنان در انتظار ، در انتظار ظهور باغی از جنس اقاقی
كه مرا از خود و خویشتنها برهاند
و به سر منشا خود بازگرداند . و رسیدن به خدایی که در این نزدیکیست ...
من اینجا تنها ماندم ، خدایا مرا به بغضی که از تو میشکند بسپار
مرا به بادهای تند رها کنندهی گویا ... مرا تا همیشه به باران شوینده بسپار .
پروردگارا
انتظار سخت ترین مجازاتی است كه برایم در نظر گرفتهای ؟!!!!!!
نوای دل :
حتما آهنگ رو دانلود کنید خیلی قشنگه :

امروز اول مهر روز بازگشایی مدارس وشروع فصل پاییزه
اما یه مناسبت دیگه ام داره روز تولد ستاره است
پس بفرمایید کیک تولد
امیدوارم همیشه شیرین کام باشید

نقش دل :

قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب
دور خواهم شد از این خاک غریب
که در آن هیچ کسی نیست که دربیشه عشق
احساس مرادرک کند
قایق از تور تهی
و دل در آرزوی مروارید زمان
همچنان خواهم راند
نه به آبی دریاها دل خواهم بست
نه به پریانی که سر از آب بدر می آرند
همچنان خواهم راند
همچنان خواهم خواند
دور باید شد دور .........
شب سرودش را خواند
نوبت پنجره هاست
همچنان خواهم خواند
همچنان خواهم راند
پشت دریا ها شهری است
که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است
بام ها جای کبوترهایی است که به فواره هوش بشری می نگرند
دست هر کودک ده ساله شهر شاخه معرفتی است
مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند
که به یک شعله به یک خواب لطیف
پشت دریاها شهری است
که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است
شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند
پشت دریا ها شهری است
قایقی باید ساخت
دور باید شد ازاین خاک غریب
دور ...... دور
سهراب سپهری
نوای دل :
امیدوارم که ازگوش کردن به اون لذت ببرید .
|
|
|
|
|
ترانه عشق را سر دادم تا به گوش تو برسد! حقیقت عشق را باور کردم که دلتنگ دوری تونشوم! اما امروز دلتنگ تر از همیشه فراق تو را بیشتر احساس میکنم..... هر چه از عشق سخن گفتی به یاد آوردم هر چه از مهر برایم خواندی به زبان آوردم اما.....اما آنگاه که به نام تو رسیدم زبانم قاصر گشت از اینکه نامت را زمزمه کنم... پیام عشق را از لاله ها شنیدم ولی کامل نبود دیدار آشنا را به جان دل خریدم اما کسی که آشنا تر از تو نبود .... نمی دانم با دنیایی از غربت چه کنم؟ ای کاش ، شب طولانی انتظار به پایان می رسید و افق صبحی روشن می دمید تا باز هم مهربانی را در چشمان سر شار از محبتت ،بخوانم.. ای کاش ! |

قطره ، دلش دریا می خواست. خیلی وقت بود که به خدا گفته بود.
هر بار خدا می گفت:
" از قطره تا دریا راهی است طولانی.
راهی از رنج و عشق و صبوری.هرقطره را لیاقت دریا نیست."
قطره عبور کرد و گذشت.
قطره ایستاد و منجمد شد.
قطره روان شد و راه افتاد.
و به آسمان رفت.
و هر بار چیزی از رنج و عشق و صبوری آموخت.
تا روزی که خدا گفت: " امروز روز توست.روز دریا شدن."
خدا قطره را به دریا رساند. قطره طعم دریا را چشید...
طعم دریا شدن را.اما...
روزی قطره به خدا گفت: " از دریا بزرگ تر هم هست؟
"خدا گفت: "هست."
قطره گفت: "پس من آن را می خواهم.بزرگ ترین را. بی نهایت را."
خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت:
" اینجا بی نهایت است."
آدم عاشق بود. دنبال کلمه ای می گشت تا عشق را درون آن بریزد.
اما هیچ کلمه ای توان سنگینی عشق را نداشت.
آدم همه ی عشقش را درون یک قطره ریخت.
قطره از قلب عاشق عبور کرد.
و وقتی که قطره از چشم عاشق چکید، خدا گفت:
"حالا تو بی نهایتی، زیرا که عکس من در اشک عاشق است!"

از بوی خوش تو مستم ای دوست
با هست تو هستم ای دوست
تا جام محبتت چشیدم
از هرچه به جز تو رستم ای دوست
آن توبه که دوش کرده بودم
با یاد غمت شکستم ای دوست
صدبار به آزارم گر بکوشی
هر بار تورا پرستم ای دوست
بر دوش دلم بار غمت سنگین است
دور از تو همیشه قلب من غمگین است
آن شب که دلت شکست یادت باشد
تا وان شکستن دل من این است

ميدونيد نگاه ما به عشق اين نيروي الهي مي تونه متفاوت باشه
وهركس با توجه به ديدگاهش اون رو يه جور تفسير مي كنه
ولي دركل عشق اين نور خداگونه وقتي به قلب وروح انسان نفوذ مي كنه
مي تونه تحولات عميقي درانسان به وجود بياره
البته اگاهي ودرك كافي هم بسيار مهمه
اين عشق مي تونه براي عاشق يه نشانه يه علامت يا يه دعوت پنهوني باشه
كه آدم رو بكشه به سرمنزل مقصود به معبد نور
حالا هركي بتونه اين راه رو بهتر طي كنه ميره به مرحله بالاتر
اونوقت شايد بتونه معني بهتر ازعشق رو درك كنه ؟!!!!!!!
عشق یعنی با غم الفت داشتن
سوختن با درد نسبت داشتن
عشق دریک جمله یعنی انتظار
انتظار روز رجـــعت داشتن
عشق یعنی مستی و دیوانگی
عشق يعني ياد يک روياي نرم ....
چو عاشق مي شدم گفتم ربودم گوهر مقصود
ندانستم كه اين دريا موج خون فشان دارد
مثل سير وسلوك مولانا يا عطارکه هفت شهر عشق راگشت و
ماهنوز اندر خم يك كوچه ايم !!!!!!


